دیجیتالیسازی و اقلیم رابطهای ساده ندارند. پژوهش بزرگ iDODDLE که توسط مؤسسه تغییرات محیطی (ECI) دانشگاه آکسفورد انجام شده، نشان میدهد فناوریهای دیجیتال میتوانند هم انتشار کربن را کاهش دهند و هم آن را افزایش دهند. نتیجه به طراحی فناوری، زمینه اجتماعی و انگیزه کاربران بستگی دارد.
یک پروژه تحقیقاتی بزرگ به رهبری مؤسسه تغییرات محیطی (ECI) در دانشگاه آکسفورد نشان داده است که فناوریهای دیجیتال و کاربردهای هوش مصنوعی به طور بنیادی در حال تغییر شکل نحوه مصرف انرژی توسط مردم هستند — اما اغلب به روشهای مستقیم یا قابل پیشبینی نیست.
پروژه iDODDLE با عنوان «دیجیتالیسازی زندگی روزمره و تغییرات اقلیمی» به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه فناوریهای دیجیتال مانند خدمات بر اساس تقاضا ، اتوماسیون خانگی، اپلیکیشنهای حملونقل و سیستمهای عامل بر زندگی روزمره مردم در خانه و در حال حرکت تأثیر میگذارند.
تیم iDODDLE که به مدت چهار سال و نیم توسط شورای تحقیقات اروپا تأمین مالی میشد، آزمایشهای رفتاری، نظرسنجیهای ملی، آزمایشهای میدانی با خانوارهای آزمایشگاه، و تحلیلهای کمّی در سطح سیستم را انجام داد.
آنها شواهد قانعکنندهای یافتند که نشان میدهد دیجیتالیسازی مداوم زندگی روزمره — ذاتاً نه برای اقلیم خوب است و نه بد — بلکه اثراتی ترکیبی و وابسته به بافت (زمینه) تولید میکند.
پروژه iDODDLE چیست؟
دیجیتالیسازی و اقلیم موضوع محوری پروژه iDODDLE با عنوان «دیجیتالیسازی زندگی روزمره و تغییرات اقلیمی» بود. این پروژه از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ با تأمین مالی شورای تحقیقات اروپا اجرا شد.
روشهای پژوهشی این پروژه شامل موارد زیر بود:
- آزمایشهای رفتاری و هوش مصنوعی
- نظرسنجیهای ملی نماینده
- آزمایشگاههای زنده با حدود ۵۰ خانوار
- مدلسازی پویایی سیستم و گذار جهانی انرژی

دیجیتالیسازی و اقلیم — دو روی یک سکه
قرار دادن همه شواهد مربوط به زندگی روزمره دیجیتالیشده در یک شبیهسازی مدل جهانی نشان داد که جهت تأثیر دیجیتالیسازی بر اقلیم بسیار پراهمیت و در عین حال بسیار نامطمئن است.
پروفسور چارلی ویلسون (Charlie Wilson) که رهبری پروژه iDODDLE را بر عهده داشت، گفت این یافتهها مفروضات رایج در مورد «گذار دوگانه سبز و دیجیتال» یا «هوش مصنوعی برای خوبی» را به چالش میکشد:
«یک خوشبینی فناورانه قابل درک وجود دارد که میخواهد فناوریهای دیجیتال را نیرویی برای خوبی در کمک به مقابله با انتشار کربن ببیند. نمونههای خوب زیادی وجود دارد که این واقعاً صادق است — مانند شارژ هوشمند خودروهای برقی، اتوماسیون خانگی، یا هوش مصنوعی عامل (agentic AI) که برای حمایت از انتخابهای کمکربن طراحی شده است. اما همین فناوریهای دیجیتال میتوانند در یک زمینه انتشار را کاهش دهند و در زمینه دیگر آن را افزایش دهند، یا میتوانند انتشار را برای یک خانوار کاهش دهند اما برای خانوار دیگر آن را افزایش دهند. همه اینها بستگی به نحوه طراحی و استفاده از آنها دارد.»
اثرات مثبت فناوری دیجیتال بر اقلیم
فناوریهای دیجیتال در شرایط مناسب میتوانند به کاهش انتشار کربن کمک کنند. محققان iDODDLE موارد زیر را تأیید کردند:
- افزایش کارایی انرژی از طریق اتوماسیون خانگی
- شارژ هوشمند خودروهای برقی و مدیریت تقاضا
- کاهش هزینه، زمان و مصرف کربن از طریق کنترلهای هوشمند
اثرات منفی و پیامدهای ناخواسته
اما دیجیتالیسازی و اقلیم همیشه همراستا نیستند. همین فناوریها میتوانند:
- از طریق اثرات بازگشتی، مصرف کلی انرژی را افزایش دهند
- نابرابری دیجیتال بین دارندگان و ندارندگان را تشدید کنند
- نگرانیهای حریم خصوصی و بیاعتمادی کاربران را دامن بزنند
سه نگرش ثابت در رابطه دیجیتالیسازی و اقلیم
پروفسور چارلی ویلسون، رهبر پروژه، تأکید کرد که نتایج مفروضات رایج درباره «گذار دوگانه سبز و دیجیتال» را به چالش میکشد. سه الگوی تکرارشونده در پژوهش مشاهده شد:
- اثرات بازگشتی گستردهاند — بهبود کارایی اغلب با افزایش مصرف خنثی میشود
- عوامل اجتماعی مانند اعتماد، انگیزه و مرحله زندگی، نتایج اقلیمی را شکل میدهند
- پلتفرمهای دیجیتال در مقیاس بزرگ هم مزایا و هم مضرات را تشدید میکنند
آزمایشگاههای زنده: دیجیتالیسازی در خانههای واقعی
دیجیتالیسازی و اقلیم در یک مطالعه سهساله آزمایشگاه زنده با ۵۰ خانوار بررسی شد. آزمایشها شامل لوازم خانگی خودکار، اپلیکیشنهای کاهش ضایعات غذایی و خدمات تحویل وعدههای آماده بود.
دکتر امیلی ورین (Emilie Vrain)، محقق ارشد در مؤسسه تغییرات محیطی (ECI)، گفت که آزمایشگاههای زنده اهمیت تجربه زیسته را در شکلدهی به نتایج اقلیمی آشکار کردند:
«آنچه مردم در خانههای خود با فناوریهای دیجیتال انجام میدهند، اغلب با آنچه طراحان یا سیاستگذاران انتظار دارند متفاوت است. آزمایشگاههای زنده نشان دادند که اعتماد، کنترل، روالهای روزمره و فشارهای روزانه به اندازه کارایی در مورد تأثیر اقلیمی مهم هستند.»
تیم iDODDLE با پیگیری خانوارهای آزمایشگاه زنده از ابتدا تا انتها در یک دوره سهساله، توانست نشان دهد که زندگی روزمره دیجیتالیشده در پاسخ به شرایط متغیر زندگی، انتظارات و سطوح اعتماد به نفس تکامل مییابد. شرکتکنندگان اغلب توصیف میکردند که از تأثیر تجمعی انتخابهای «کوچک» دیجیتال که الگوهای مصرف انرژی و منابع را به طور ظریفی تغییر میدهند، آگاهتر شدهاند.
بینشهای کلیدی آزمایشگاههای زنده:
- اتوماسیون تلاش را کاهش میدهد اما اتکا به فعالیتهای انرژیبر را افزایش میدهد
- خانوارها سیستمهایی را ترجیح میدهند که تصمیمگیری را پشتیبانی کنند، نه جایگزین آن
- خدمات دیجیتال محور راحتی، انتظارات در غذا، خرید و حملونقل را تغییر میدهند
- استفاده از فناوری در بین خانوارها و مراحل زندگی بسیار نابرابر است
راحتی دیجیتال در حال تغییر شکل تقاضا است
این پروژه همچنین نشان داد که افزایش خدمات دیجیتال بر اساس تقاضا (on-demand) — از جمله پلتفرمهای استریمینگ، تحویل کالا، و خردهفروشی سریع — انتظارات از راحتی و سرعت را تشدید میکند.
این تغییرات به یک بخش خاص محدود نمیشوند. در عوض، در حوزههای مختلف زندگی روزمره در حال گسترش هستند و با پیشرفت خود، تقاضا و انتشار کربن را افزایش میدهند.
اما در عین حال، فناوریهای دیجیتال مانند شارژ هوشمند خودروهای برقی و سیستمهای مدیریت تقاضا، هنگامی که به درستی طراحی و هماهنگ شوند، مزایای قابل توجهی در سطح سیستم ارائه میدهند.
پیامدهای سطح سیستم برای اقلیم و سیاستگذاری
پروژه iDODDLE نشان میدهد که دیجیتالیسازی هماکنون یک نیروی ساختاری در سیستمهای انرژی و مسیرهای اقلیمی است. هوش مصنوعی هم نتایج را تشدید و هم تسریع میکند — و به این ترتیب خطرات سیستماتیک و همچنین فرصتهایی برای پیشرفت در جهت اهداف اقلیمی ایجاد مینماید.
این موضوع، حکمرانی، طراحی و ساختارهای تشویقی برای دیجیتالیسازی را بسیار مهمتر میسازد.
این پروژه از طریق تحلیل خود در سطح سیستم به یافتههای زیر دست یافت:
– دیجیتالیسازی میتواند از کربنزدایی حمایت کند به شرطی که مشوقهای استقرار آن همسو باشند
– تقاضای روزافزون برای مصرف بیشتر، سریعتر و ارزانتر با قابلیت دیجیتال نیاز به مدیریت یا محدودسازی دارد
-رسیدگی به نابرابریهای دیجیتال تضمین میکند که مزایا به طور یکنواختتری در دسترس و توزیع شوند
پیامدهای سیاستگذاری: چه باید کرد؟
رابطه دیجیتالیسازی و اقلیم نشان میدهد که حکمرانی و طراحی هوشمند فناوری اهمیت حیاتی دارند. پروژه iDODDLE سه توصیه سیاستی ارائه داد:
- همسوسازی مشوقهای استقرار دیجیتال با اهداف کربنزدایی
- مدیریت تقاضای روزافزون برای مصرف سریعتر و ارزانتر
- رسیدگی به نابرابریهای دیجیتال برای توزیع عادلانه مزایا
برای اطلاعات بیشتر درباره یافتههای کامل پروژه، گزارش تلفیقی در iDODDLE.org در دسترس است.
منبع: https://www.eci.ox.ac.uk/news/digital-life-double-edged-sword-climate-major-eci-study-finds
سؤالات متداول درباره دیجیتالیسازی و اقلیم
آیا دیجیتالیسازی برای اقلیم مفید است یا مضر؟
هیچکدام بهتنهایی. پژوهش iDODDLE نشان میدهد دیجیتالیسازی اثری
دوگانه دارد: میتواند کارایی انرژی را بالا ببرد اما از طریق اثرات
بازگشتی، مصرف کلی را نیز افزایش دهد. نتیجه به طراحی و زمینه استفاده
بستگی دارد.
اثر بازگشتی در دیجیتالیسازی چیست؟
اثر بازگشتی یعنی وقتی فناوری کارایی را بالا میبرد، کاربران بیشتر
از آن استفاده میکنند و صرفهجویی اولیه خنثی میشود. مثلاً اتوماسیون
خانگی ممکن است مصرف کلی برق را کاهش ندهد چون رفتار مصرفی تغییر میکند.
هوش مصنوعی چه نقشی در تغییرات اقلیمی دارد؟
هوش مصنوعی هم نتایج مثبت و هم منفی را تشدید میکند. در شارژ هوشمند
خودروهای برقی یا مدیریت تقاضا مفید است، اما در پلتفرمهای مصرف سریع
میتواند انتشار کربن را افزایش دهد.
چطور میتوان از فناوری دیجیتال برای کاهش کربن استفاده کرد؟
با همسوسازی مشوقهای استقرار دیجیتال با اهداف اقلیمی، طراحی سیستمهایی که کنترل انسانی را حفظ کنند، و رسیدگی به نابرابری دیجیتال تا مزایا بهطور یکنواخت توزیع شوند.


